گاهی پیش میآید که یک خودروساز قصد تولید یک خودروی خاص و با ویژگیهای منحصربهفرد میکند. طرفداران آن برند، همگی آن شرکت را به خاطر این حرکت جسورانه تشویق کرده و دید بسیار خوبی نسبت به آن پیدا میکنند. خودروهایی که با توجه به طراحی و ویژگیهای خود، نسبت به دیگر محصولات تولیدی، چند سرو گردن بالاتر هستند.
اما دراینبین هستند خودروهای خاص و پر ریسکی که یا نتوانستند مطابق برنامهریزی تولید شرکت خود، دوام بیاورند و یا با مرگ زودهنگام خود، یک زندگی پرحاصلی را تجربه نکردند.
با چرخان باشید تا با این خودروهای جذاب و البته بدشانس تاریخ، بیشتر آشنا شوید.
دوج وایپر
شرکت آمریکایی دوج با گرفتن یک تصمیم پر ریسک و سخت برای احیای دوباره کوپه سرسخت 10 سیلندر خود در سال 2013، کار مشکلی را دنبال میکرد. وایپر جدید، یک خودروی تمامعیار در تمامی زمینهها بود و توانست با موتور قدرتمند خود طرفداران سرسختش را به وجد بیاورد.

جگوار XK
خودرویی که در سال 2006 به نمایش عمومی درآمد و با معرفی یکزبان طراحی جدید از این خودرو، ثابت کرد که این شرکت بریتانیایی هنوز هم توانایی تولید یک خودروی دو درب جذاب، قدرتمند و فوقالعاده را دارد. خودرویی که ازلحاظ اندازه، نسبت به جگوار F-Type که وارث XK محسوب میشد، کمی بزرگتر بود. شاخصهای که خیلیها آن را یک اشکال بزرگ و بعضی دیگر نیز یک مزیت برای این خودرو میدانستند.

میتسوبیشی لنسر اوولوشن
این خودروی ژاپنی در سال 2007 و بهصورت طرح مفهومی برای بازار آمریکای شمالی به نمایش درآمد. خودروی جذابی که فروش آن، تا سال 2016 بیشتر طول نکشید و از دور رقابت خارج شد.

فولکسواگن بیتل
بیتل که نسخههای قدیمیتر آن در کشور ما نیز وجود داشت، اکنون در آستانه مرگ قرارگرفته است. خودروساز آلمانی، اخیراً از نسخه نهایی بیتل رونمایی کرده و به نظر میآید که زمان بدرود با این خودروی محبوب آلمانی فرارسیده باشد. هنوز جانشینی برای بیتل معرفی نشده اما بهاحتمالزیاد، فولکسواگن قرار است جانشین این خودرو را در قالب خودروهای I.D. خود که خودروهایی با زبان طراحی جدید و برقی هستند، معرفی کند.


شرکت آئودی نیز اگرچه هنوز اعلام نکرده که ابر خودروی R8 خود را حذف خواهد کرد اما بنا به گفتههای آقای پیتر مرتنز، رئیس بخش پیشرفتهای تکنولوژی آئودی، در حال حاضر هیچ برنامهای برای معرفی نسل جدید R8 در دست اجرا نیست.



















چهارمین ظلم کارمانیا توجیهات غیر عقلانی
کارمانیا گوش های شما را مخملی میبیند!!!
وضعیت زمانی رقت بار تر جلوه میکند که برای فریب دیگر مشتریان و مردم اظهار میکنند که تعداد ماشین هایی که ندادیم انگشت شمار بوده است.
اجازه دهید محاسبه کنیم
تعداد انگشتان بیشتر از ۱۰ تا نیست و یک شرکت نوپای دروغگو به شما گفته تعداد ماشینی که ندادیم انگشت شمار بوده است
خب ما حداکثر ضرر را حساب میکنیم
۱۰ ماشین F3 که هر کدام در شرکت حدود ۷۰ میلیون فروخته میشد و در بازار حدود ۱۰۰ میلیون قیمت میخورد یعنی هر کدام را اگر به قیمت بازار میفروخت حداکثر ۳۰ میلیون بیشتر نصیبش میشد
۱۰ تا ۳۰ میلیون میشود ۳۰۰ میلیون
یک شرکت بخاطر حداکثر حداکثر حداکثر ۳۰۰ میلیون مشتریانش را ناراضی میکند و آنها را تبدیل به بیلبوردهای تبلیغات منفی میکند که مشتری همه جا پیش همه کسانی که به او میگویند ماشینت چه شد اوج فاجعه تعهد کارمانیا را نشان بدهد و مردم را از خرید از این شرکت فراری بدهد
فقط به خاطر ۳۰۰ میلیون
راستی… این شرکت تبلیغات بیلبورد در سطح شهر و کشور و نمایشگاهها و سایتها هم دارد ایا هزینه ۳۰۰ میلیون اثر بیشتری داشت یا هزینه های میلیاردی این تبلیغات ظاهری
با همین حساب ساده میشود پرسید آیا
تصمیم سازان این شرکت یا عقل ندارند؟
یا مدیریت بلد نیستند؟
یا حساب و کتاب نمیفهمند؟
یا حرفهایشان دروغ است و مشتریان خیلی بیشتری از انچه میگویند بیچاره شده اند
+ نوشته شده در آبان ۱۳۹۷ توسط مال باخته