خودروها بدون شک ماشینهایی پیچیده هستند، اما برخی از آنها در مسیر دستیابی به نوآوریهای فناورانه، این پیچیدگی را به سطحی کاملا جدید رساندهاند. گاهی این تلاشها به موفقیت منجر شده و گاهی نتیجهای جز شکست نداشته است. بعضی خودروها بیش از آنچه لازم بود، پیچیده طراحی شدند؛ گویی صرفا برای نمایش تواناییهای مهندسی افراطی خلق شده بودند. نمونه بارز آن، مرسدسبنز 600 بود که در زمان خود یادبودی باشکوه از مهندسی بیشازحد به شمار میرفت.
در ادامه، نگاهی داریم به برخی از خودروهایی که بهعنوان پیچیدهترین طراحیها در تاریخ شناخته میشوند؛ این فهرست به ترتیب سال تولید تنظیم شده است:
فورد فِرلِین 500 اسکایلاینر (۱۳۳۶ / 1957)
اگر میخواهید بدانید نخستین خودروی کوپه-کابریو (سقف جمع شونده) کدام مدل بود، پاسخ در فورد فرلین 500 اسکایلاینر نهفته است. این خودرو نخستین بار با چنین سازوکاری وارد تولید انبوه شد و بیش از ۴۵ هزار دستگاه از آن به فروش رسید. سقف آن اولین سقف جمعشونده چندبخشی بود که بهطور کامل در زیر قسمت عقب خودرو جای میگرفت.
برای عملکرد روان این سیستم، به هفت موتور برقی، چهار جک بالابر، ۱۰ سلونوئید، ۱۰ کلید محدود کننده و چهار مکانیزم قفل نیاز بود. افزون بر این، ۱۸۵ متر سیمکشی تنها برای راهاندازی این مجموعه استفاده شد. به همین دلیل، اسکایلاینر در زمان معرفی، پیچیدهترین خودروی روباز بازار به شمار میرفت.
مرسدسبنز 600 (۱۳۴۳ / 1964)
هرگاه خودرویی بهعنوان «شاهکار فنی» توصیف شود، باید انتظار پیچیدگی فراوانی از آن داشت. مرسدسبنز 600 سری W100 دقیقا چنین جایگاهی داشت. این سدان مجلل با سیستم تعلیق بادی، دو سامانه گرمایشی و پنجرهها و قفل مرکزی مجهز به مکانیسم خلا عرضه شد. همچنین در زمانی که کاربراتور هنوز رایج بود، این خودرو از سیستم تزریق سوخت بوش بهره میبرد.
کیفیت ساخت مرسدس به حدی بالا بود که این پیچیدگیها در آن زمان نگرانکننده به نظر نمیرسید و همین باعث شد تا 600 به انتخاب اول رهبران جهان تبدیل شود. با این حال، تعمیر و نگهداری این خودرو در عصر حاضر کاری بسیار دشوار و پرهزینه است. با وجود این، نمونههای سالم امروزه تا ۱۰۰ هزار دلار برای نسخه سدان استاندارد و بسیار بیشتر برای مدل پولمن (ویژه سیاستمداران) ارزش دارند.
سیتروئن SM (۱۳۴۹ / 1970)
مدل SM نتیجه خرید مازراتی توسط سیتروئن در سال ۱۳۴۷ بود. استفاده از پیشرانه شش سیلندر V6 با حجم ۲.۷ لیتر ساخت مازراتی، عملکرد مناسبی را به همراه داشت. اما این موتور باید علاوه بر حرکت خودرو، سیستم تعلیق و ترمز هیدروپنوماتیک قرضگرفته شده از DS را نیز تغذیه میکرد. چراغهای جلو که با فرمان میچرخیدند و صفحهنمایشهای پیشرفته نیز بخشی از نوآوریهای این خودرو بودند.
اما همین ویژگیها، SM را به خودرویی شکننده تبدیل کردند. نگهداری منظم برای تضمین سلامت موتور مازراتی و عملکرد سیستم تعلیق ضروری بود. با این حال، شهرت این خودرو بهعنوان مدلی بسیار حساس و سخت برای نگهداری در همان زمان شکل گرفت. امروزه اما SM بهعنوان یکی از هوشمندانهترین و پیشروترین خودروهای تاریخ سیتروئن مورد ستایش قرار میگیرد.
سیتروئن بایروتور (۱۳۵۲ / 1973)
سیتروئن مدتها با ایده استفاده از موتور وانکل (چرخشی) آزمایش کرد. نتیجه این تلاشها در مدل بایروتور نمایان شد. این خودرو از پیشرانه دوموتوره وانکل «کوموتور 624» همان موتوری که در NSU Ro80 استفاده شده بود بهره میبرد. بایروتور نسخه پایه GS را به یک خودروی سریع و راحت تبدیل کرده بود. تنها ۸۴۷ دستگاه از این خودرو تولید و در اختیار مشتریان قرار گرفت.
اما با خرید سیتروئن توسط پژو، پروژه بایروتور متوقف شد. پژو بسیاری از این خودروها را بازخرید و از بین برد تا از خدشهدار شدن اعتبار برند سیتروئن به دلیل پیچیدگی و ناپایداری موتور جلوگیری کند. به همین دلیل، تعداد اندکی از بایروتورهای باقیمانده امروز تنها تصویری از آنچه سیتروئن میتوانست به آن تبدیل شود را ارائه میدهند.
آستون مارتین لاگونا (۱۳۵۵ / 1976)
آستون مارتین در سال ۱۳۵۵ مدل لاگونا را با قیمتی حدود ۲۴٬۵۷۰ پوند معرفی کرد، در حالی که میانگین قیمت خانه در بریتانیا در آن زمان تنها ۱۳ هزار پوند بود. این خودرو در کابین خود بهجای دکمهها، از پنلهای لمسی و نمایشگرهای دیجیتال استفاده میکرد و طراحی زاویهدار آن هماهنگ با ظاهر بیرونی بود.
مشتریان ثروتمند این فناوریها را تحسین کردند، اما وقتی این سیستمها دچار خرابیهای مکرر شدند و هزینه تعمیرات سرسامآور شد، بسیاری دلسرد شدند. آستون مارتین بعدها طراحی داخلی را سادهتر کرد، اما داشبورد دیجیتال همچنان باقی ماند. تولید این مدل تا سال ۱۳۶۹ ادامه داشت و در مجموع تنها ۶۴۵ دستگاه فروخته شد.
میتسوبیشی 3000GT (۱۳۶۹ / 1990)
وقتی در یک خودرو به سیستم چهارچرخ محرک، تعلیق الکترونیکی، آیرودینامیک فعال و فرمانپذیری چهارچرخ اشاره میشود، شاید تصور کنید با یک مدل امروزی مواجه هستید. اما میتسوبیشی 3000GT در سال ۱۳۶۹ عرضه شد و برای رقابت با پورشه 944 و تویوتا سوپرا، مجهز به هرآنچه فناوری روز بود، روانه بازار شد.
پیشرانه شش سیلندر V6 با حجم ۳ لیتر، مجهز به توربوشارژر دوقلو و ۲۸۲ اسب بخار قدرت، عملکرد خوبی داشت. با این حال، فناوریهای متعدد تعلیق و آیرودینامیک نتوانستند پویایی رانندگی را ارتقا دهند. امروزه، همین پیچیدگیها جذابیت اصلی 3000GT برای علاقهمندان به کلکسیون خودروهای کلاسیک مدرن محسوب میشود.
سوبارو SVX (۱۳۷۰ / 1991)
پس از شکست فروش کوپه XT، سوبارو همچنان به تولید خودروهای دو در ادامه داد و مدل SVX را معرفی کرد. هدف از این خودرو، ورود به بازاری بالاتر و رقابت با خودروهایی مانند نیسان 300ZX و تویوتا سوپرا بود. برای این منظور، سوبارو از پیشرانه شش سیلندر تخت ۳.۳ لیتری و سیستم چهارچرخ محرک استفاده کرد تا حداکثر بهره را از ۲۳۱ اسب بخار قدرت خودرو ببرد.
با این حال، خریداران نسبت به بسته مکانیکی و جزئیات خاصی مانند شیشه جانبی با پنجره درون پنجره تردید داشتند. قیمت بالای خودرو در زمان عرضه نیز باعث شد SVX به سرعت فراموش شود و با ورود ایمپرزا توربو به عرصه رالی، جایگاه آن کمتر مورد توجه قرار گرفت.
جگوار XJ220 (۱۳۷۱ / 1992)
تفاوت بین نسخه مفهومی و واقعی جگوار XJ220، نشاندهنده پیچیدگی تولید خودرو بود. در حالی که نمونه اولیه دارای پیشرانه V12 با سیستم چهارچرخ محرک بود، تولید یک سوپراسپرت با موتور وسط و قدرت به هر چهارچرخ تجربهای جدید برای جگوار محسوب میشد.
پیشرانه V12 از لحاظ ابعاد برای خودرو جادهای بسیار بزرگ بود و برای حل این مشکل، نسخهای اصلاحشده از پیشرانه V6 خودرو MG Metro استفاده شد. این خودروها باوجود سادهتر بودن نسبت به نمونه مفهومی، همچنان تعمیر و نگهداری پیچیدهای داشتند.
پورشه 911 تارگا (۱۳۷۵ / 1996)
مدل تارگا همیشه میانراهی در میان خودروهای 911 محسوب میشد و امکان رانندگی با هوای تازه را بدون سقف کامل کابریو فراهم میکرد. در مدلهای اولیه، تنها یک پنل سقف جداشدنی وجود داشت، اما در نسل 993 در سال ۱۳۷۵، پنل شیشهای کشویی جایگزین شد که زیر شیشه عقب قرار میگرفت و دید عقب را محدود میکرد.
شیشه بالابر جلو نیز در 993 ویژگی نوآورانهای بود، اما در مدل 996 به یک نمونه پارچهای سنتی تغییر یافت. در نسل 991، پورشه مجددا یک راهحل پیچیده برای جمع کردن سقف مشابه مدل کابریو ارائه داد.
پژو 206 CC (۱۳۷۹ / 2000)
اگرچه مرسدس SLK ایده سقف جمعشونده را محبوب کرد، اما پژو 206 CC این فناوری را برای عموم ارائه داد. خودرو این امکان را میداد که از آرامش و راحتی کوپه لذت برده و با فشردن یک دکمه، سقف را جمع کرده و از رانندگی با هوای آزاد بهره ببرید. 206 CC بیش از ۳۶۰ هزار دستگاه فروش داشت.
با این حال، پیچیدگی مکانیزم سقف باعث مشکلاتی شد. ساختار سقف توسط Heuliez ساخته شده بود و اغلب بهطور کامل جمع نمیشد. میکروسوییچها نیز ممکن بود خراب شوند و مانع بالا یا پایین رفتن سقف شوند. همچنین با سقف بسته، نشت آب باران به داخل خودرو نیز رایج بود.
فولکسواگن فایتون (۱۳۸۱ / 2002)
فولکسواگن برای سدان لوکس فایتون هدف جاهطلبانهای داشت: توانایی حرکت مداوم با سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت در دمای محیط ۵۰ درجه سانتیگراد، همراه با حفظ خنکی کابین. این هدف بلندپروازانه با موتور ۶.۰ لیتری W12 که بعدها در بنتلی کانتیننتال GT هم دیده شد، تحقق یافت.
فایتون همچنین مجهز به تعلیق قابل تنظیم، شیفترهای پشت فرمان برای گیربکس اتوماتیک و صفحه نمایش در کنسول مرکزی بود که در زمان خود بسیار پیشرفته محسوب میشد. با وجود این فناوریها، مشتریان ترجیح دادند سدان لوکس را با برند مرسوم خریداری کنند و کمتر به VW روی آوردند.
سیتروئن C3 پلوریل
ایده کوپه-کابریو پیش از این شناخته شده بود، اما سیتروئن C3 پلوریل تلاش کرد این مفهوم را باز تعریف کند. این خودرو امکان حذف کامل سقف برای تبدیل شدن به یک کابریو چهار نفره یا حتی وانت کوچک را فراهم میکرد.
مشکل اصلی خودرو پیچیدگی بیش از حد آن بود. برای جدا کردن ریلهای سقف باید نیروی زیادی به کار برده میشد و هیچ فضایی داخل خودرو برای نگهداری آنها نبود، که در صورت بارش باران مشکلاتی ایجاد میکرد. کیفیت ساخت نیز باعث سر و صدا و نشت آب شد و نشان داد C3 پلوریل پاسخی پیچیده به مسئلهای بود که پرسیده نشده بود.
بوگاتی ویرون (۱۳۸۴ / 2005)
بوگاتی ویرون با هدف رسیدن به حداکثر سرعت ۴۰۷ کیلومتر بر ساعت طراحی شد و همین دلیل کافی است تا پیچیدگی بالای آن را توضیح دهد. این خودرو از موتور W16 با چهار توربوشارژر و توان ۱۱۸۳ اسب بخار بهره میبرد.
گیربکس هفت سرعته دوکلاچه، سیستم چهارچرخ محرک و اسپویلر عقب که نقش ترمز هوا را داشت، بخشی از تکنولوژیهای پیشرفته ویرون بودند. همچنین، حجم بالای حرارت تولیدی نیازمند چندین رادیاتور و خنککننده بود؛ سه رادیاتور برای موتور، دیگر برای گیربکس و دیفرانسیل و یکی هم برای روغن موتور. به همین دلیل، سرویس معمول ویرون هزینهای حدود ۲۵٬۰۰۰ دلار دارد.
لکسوس LFA (۱۳۸۹ / 2010)
LFA یکی از جذابترین لحظات هیجانانگیز لکسوس بود و یکی از هیجانانگیزترین خودروهای ساخته شده را به جهان هدیه داد. در قلب این خودرو از موتور ۴.۸ لیتری V10 بدون توربو با توان ۵۵۰ اسب بخار استفاده شده بود که با همکاری یاماها توسعه یافته بود.
این موتور توانایی دور گرفتن فوقالعاده داشت و برای نمایش دور موتور، لکسوس نیاز به یک نمایشگر دیجیتال داشت، زیرا نسخه آنالوگ نمیتوانست بهسرعت موتور پاسخ دهد.
LFA همواره بهعنوان خودروی نمایشی (Halo Car) طراحی شد و تنها ۵۰۰ دستگاه از آن ساخته شد. این خودرو بهعنوان مرجع طراحی خودروهای اسپرت آینده لکسوس برای ۲۵ سال بعد در نظر گرفته شد. جزئیاتی مانند رادیاتورهای نصب شده پشت چرخهای عقب و طراحی چرخها بهگونهای بود که هوای داغ ترمز را تخلیه کند.
در نهایت، تاریخ خودرو پر از مدلهایی است که نشان میدهند تلاش برای نوآوری و تکنولوژی پیشرفته، گاهی به موفقیت و گاهی به پیچیدگیهای چالشبرانگیز منجر شده است. از فورد اسکایلاینر تا لکسوس LFA، هر یک داستانی از مهندسی جسورانه و جاهطلبانه را روایت میکنند که هم جذاب و هم پرهزینه بوده است.
نظر شما چیست؟ به نظر شما کدام یک از این خودروهای پیچیده شایسته تحسین است و کدام مدل بیش از حد پیچیده و دشوار برای نگهداری بوده است؟ دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
مطالب مرتبط:






















