تغییر مدیران کافی نیست؛ مشکل پاسخگویی در صنعت خودرو

تغییر مدیران کافی نیست؛ مشکل پاسخگویی در صنعت خودرو

تغییر مداوم مدیران در خودروسازی ایران به روالی تکراری تبدیل شده؛ اما کنار رفتن یک مدیر اغلب به معنای بستن پرونده عملکرد او نیست و مشکلاتی که از تصمیمات قبلی به جا مانده ادامه می‌یابد. پرسش اصلی این است که چرا سازوکاری برای ارزیابی و پاسخگویی شفاف مدیران وجود ندارد و هزینه اشتباهات مدیریتی بار مصرف‌کننده و سهامداران می‌ماند؟

چرخه تکراری اتهام و توجیه

هر بار که مدیری روی صندلی ریاست می‌نشیند، فهرستی از کاستی‌ها را به گردن دوره‌های قبل می‌اندازد؛ زیان انباشته، بدهی‌ها، تعهدات معوق و افت تولید از جمله این اتهامات رایج است. در مقابل مدیران سابق نیز معمولاً نقاط ضعف فعلی را ناشی از اقدامات مدیران بعدی می‌دانند. این چرخه علل ریشه‌ای مشکلات را پنهان می‌کند و موجب می‌شود هیچ‌کس مسؤول عواقب تصمیم‌هایی که گرفته شده نیست. نتیجه اینکه تصمیمات نامناسب ساختار هزینه و تولید را تغییر می‌دهد اما آمر مسئول براساس شواهد و شاخص‌های روشن محاسبه نمی‌شود.

نمونه سایپا؛ وقتی تعهدات، ظرفیت تولید را می‌بلعد

یک نمونه روشن این معضل وضعیت شرکت سایپا است. آمارها نشان می‌دهد در مقطعی بیش از 120 هزار دستگاه تعهد مازاد بر ظرفیت تولید شکل گرفت. این تعهدات به‌قدری منابع و ظرفیت تولید را مصرف کرد که شرکت به جای توسعه محصول یا پاسخگویی به تقاضای جدید، مجبور شد توان خود را صرف اجرای تعهدات گذشته کند. در نتیجه، پروژه‌های توسعه‌ای به تأخیر افتاد و نقدینگی از مسیر تولید و ارتقای کیفیت منحرف شد؛ وضعیتی که پیامدهایش طی سال‌های بعد آشکار شد، اما تکلیف پاسخگویی مدیران گذشته مشخص نشد.

چرا پاسخگویی ضروری است؟

پاسخگویی تنها یک شعار مدیریتی نیست؛ شرط لازم برای اصلاح ساختارهاست. وقتی عملکرد هر دوره مدیریتی بر اساس شاخص‌های روشن سنجیده شود، منافع مشتری، سهامدار و تأمین‌کننده بهتر حفظ می‌شود. عدم وجود گزارشات منظم و شفاف باعث می‌شود تصمیمات کوتاه‌مدت با هدف تأمین نقدینگی یا تعدیل مصنوعی آمار فروش، در بلندمدت هزینه‌ساز شود. در صنایع پیشرفته، مدیران حتی پس از ترک مسند، باید در برابر پیامدهای تصمیمات خود پاسخگو باشند تا انگیزه اتخاذ تصمیمات مسئولانه افزایش یابد.

راهکارها برای ایجاد نظام پاسخگویی

برای خروج از این چرخه نیاز به چند اقدام ساختاری است: انتشار دوره‌ای «کارنامه مدیریتی» شرکت‌ها با شاخص‌هایی مانند تولید، فروش، کیفیت، میزان تعهدات معوق، وضعیت مالی و رضایت مشتری؛ ایجاد سازوکارهای حقوقی یا قراردادی که مسئولیت مدیران در برابر تصمیمات کلیدی را پیگیری کند؛ مستقل کردن گزارشگری مالی و عملکردی و دسترسی عمومی به این اطلاعات؛ و در نهایت تشویق فرهنگ شفافیت در هیئت‌مدیره و نهادهای ناظر. چنین سازوکاری مانع قضاوت‌های سلیقه‌ای و انتقال بی‌هزینه مسئولیت‌ها خواهد شد.

تغییر مدیران ممکن است برای جابجایی نظرات و تاکتیک‌ها لازم باشد، اما تا زمانی که همزمان نظامی برای سنجش و پیگیری عملکرد وجود نداشته باشد، تغییر افراد به خودی خود مشکل ساختاری صنعت خودرو را حل نخواهد کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا