
زندگی یک شرکت خودروسازی بزرگ اغلب روایت پیچیدهای دارد که با تاریخ و سیاست گره خورده است و غول خودروسازی کره جنوبی یعنی کیا هم از این قاعده مستثنی نیست. این شرکت که در سال ۱۹۴۴ بهعنوان یک تولیدکننده دوچرخه با نام شرکت صنعتی کیونگسونگ شروع به کار کرد، در سال ۱۹۵۲ به صنایع کیا تغییر نام داد و سپس ساخت موتورسیکلت، کامیون و نهایتاً خودرو را آغاز کرد.
کیا در طول دوران فعالیت خود با چالشهایی هم مواجه شد. مثلاً در اوایل دهه ۸۰ میلادی به خاطر یک دیکتاتور نظامی مجبور به توقف تولید خودرو شد و حتی در سال ۱۹۹۷ اعلام ورشکستگی کرد اما یک سال بعد هیوندای با خرید ۵۱ درصد از سهام کیا، این شرکت را نجات داد.
در سال ۱۹۹۱ زمانی که کیا بهعنوان یک برند اقتصادی وارد بازار بریتانیا شد، تنها ۱,۷۸۶ دستگاه خودرو فروخت درحالیکه در سال ۲۰۱۹ یعنی سالی که هنوز فروش خودرو تحت تاثیر شیوع بیماری کرونا قرار نگرفته بود، در این کشور موفق به فروش ۹۷,۳۲۳ دستگاه خودرو شد. حال در جشن سیامین سالگرد حضور کیا در بازار بریتانیا، پشت فرمان تعدادی از محصولات قدیمی و جدید این شرکت کرهای نشستهایم تا ببینیم پیشرفت این خودروساز شناختهشده طی سه دهه چطور بوده است.
پراید در برابر پیکانتو
با توجه به عظمت بخش تحقیق و توسعه امروزی کیا، عجیب است که اولین محصول این شرکت در بازار بریتانیا یک کیای واقعی نبود. اولین محصول این شرکت که در بریتانیا عرضه شد، خودرویی کاملاً آشنا برای ما ایرانیان یعنی پراید بود. پراید اما یک هاچبک مقرونبهصرفه بود که توسط مزدا توسعه پیدا کرده و با نامهای مزدا ۱۲۱ و فورد فستیوا در بازارهای سراسر جهان عرضه میشد.
کیا اخیراً لوگوی خود را با طراحی جدیدتر و لوکستری بروز کرده درحالیکه برای سالها لوگوی این شرکت صرفاً نوشته ساده KIA در داخل یک بیضی بود اما پراید لوگوی حتی قدیمیتری دارد که حرف K کیا را به شکل دودکشی نشان میدهد که دود از آن بیرون میآید.
این لوگو مفهوم صنعت را نشان میداد اما امروزه با توجه به تغییرات آبوهوایی و حرکت صنعت خودرو به سمت الکتریکیسازی، چنین لوگویی نمیتواند جالب باشد. یکی از پیشرفتهای شگفتانگیزی که کیا با پراید داشت، ارائه فرمان هیدرولیک بهعنوان یک آپشن استاندارد بود. اولین چیزی که هنگام رانندگی با پراید در سال ۲۰۲۱ متوجه میشوید این است که در سرعتهای پایین واقعاً باید بجنگید تا بتوانید این خودروی کوچک را به جایی که میخواهید برسانید.
البته اگر به سرعت معقولی برسید که البته این کار مدتی طول میکشد، این مشکل کمتر میشود ولی حالا باید صدای باد و جاده و همینطور بیجانی پیشرانه ۱.۳ لیتری ۶۰ اسب بخاری را تحمل کنید.
بااینحال، وقتی با پراید خو گرفتید، تردد در یک جاده روستایی با سرعت ۸۰ کیلومتر بر ساعت با آن کاملاً سرگرمکننده خواهد بود و طبیعت ساده این خودرو حتی با وجود آن غربیلک فرمان سنگین در دستانتان، لبخندی را روی لبان شما خواهد نشاند. در این ملاقات خانوادگی، ما پراید را در برابر معادل امروزی آن یعنی پیکانتو قرار دادهایم.
جالب اینکه هرچند این خودرو سه دهه جدیدتر است و با ویژگیهایی مشابه کراساوورها طراحی شده که باعث میشود بزرگتر از آنچه هست به نظر برسد اما درواقع ۲۰ میلیمتر کوتاهتر از پراید بوده و تنها ۲۰ میلیمتر پهنتر و ۴۰ میلیمتر بلندتر از آن است.
با وجود ابعاد مشابه، تجربه رانندگی با پیکانتو بسیار با پراید متفاوت است. رانندگی با این خودرو بینهایت آسانتر است، فرمان سبک و نرمی دارد و کل خودرو در مقایسه با پراید بهطور باورنکردنی راحتتر و پالودهتر احساس میشود. پیشرفتهای ساختاری و تکنولوژی هم به این معنا است که اگر تصادف کردیم، ترجیح میدهیم داخل مدل جدیدتر باشیم.
بااینحال، هرچند کابین پیکانتو چند سال نوری از پراید جلوتر است، زیر کاپوت خود تنها ۶ اسب بخار قدرت بیشتری دارد. وزن پیکانتو هم ۱۵۳ کیلوگرم بیشتر است و به همین دلیل ۱۴.۱ ثانیه طول میکشد تا از صفر به سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت برسد که ۲.۳ ثانیه از پراید بیشتر است. بااینوجود، با توجه به ویژگیهای ایمنی و تکنولوژیهایی که در ازای این مقدار عملکرد پایینتر دریافت میکنید، واضح است که کدام خودرو پیشرفتهتر است.
نسل اول سورنتو در برابر نسل چهارم
مقایسه اولین نسل کیا سورنتو با جدیدترین مدل آن تفاوتهای زیادی را نشان میدهد اما شباهتهایی هم بین آنها دیده میشود. نسل اول این خودرو هیچ حس اسپرتی ندارد و کیفیت کابین آن بسیار مناسب است. رانندگی نسل اول سورنتو را میتوان مثل قایق توصیف کرد یعنی بسیار نرم، آنقدر نرم که شاید موجب بروز حالت تهوع شود و واقعاً بازخورد بسیار کمی به راننده میدهد. به همین دلیل، هرچند امروزه شاسیبلندهای به محبوبیتی باورنکردنی رسیدهاند اما فهمیدن اینکه چرا کسی که سیزده سال پیش به خودروی خانوادگی بزرگی نیاز داشت بجای یک سدان میان سایز با همین قیمت باید سراغ چنین خودرویی برود دشوار است.
نسل چهارم سورنتو کمی بزرگتر از جد خود است (۲۲۰ میلیمتر کشیدهتر) اما از پشت فرمان جمعوجورتر احساس میشود. در این نسل بازهم سطح پالایش و راحتی به همان اندازهای بهبود پیدا کرده که از اختلاف سن بین دو خودرو انتظار میرود. نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد پیشرانه دو خودرو است. سورنتوی نسل اول آزمایشی ما به یک پیشرانه ۲.۵ لیتری دیزلی با ۱۷۰ اسب بخار قدرت مجهز است که در هر کیلومتر ۲۰۹ گرم دیاکسید کربن تولید میکند.
در همین حال، نسل چهارم از یک پیشرانه ۱.۶ لیتری بنزینی هیبریدی با ۲۳۰ اسب بخار قدرت استفاده میکند که آلایندگی آن در هر کیلومتر ۱۶۹ گرم است. بنابراین، واضح است که یک پیشرانه کوچکتر با نیروی کمکی الکتریکی، قدرت بیشتری را به روشی پاکتر تولید این میکند و این نشانگر پیشرفت کیا است.
شرایط کیا چگونه به اینجا رسید؟
«پل فیلیپات» در سال ۲۰۰۷ به کیا پیوست و هماکنون رئیس و مدیرعامل کیای بریتانیا و ایرلند است. به گفته وی، طی چهارده سال اخیر، کیا یک تغییر واقعی در استراتژی داشته که تأکید آشکاری روی رشد بهعنوان یک برند جهانی دارد بجای اینکه صرفاً یک برند کرهای باشد که به بازارهای دیگر صادرات دارد. سرمایهگذاری ۱ میلیارد یورویی در تأسیسات تولید در اسلواکی که در سال ۲۰۰۷ افتتاح شد، نمادی از این هدف بوده است. همچنین به گفته فیلیپات، این شرکت دریافت که برای محصولات خود به یک چهره خاص نیاز دارد و درنتیجه زبان طراحی جدیدی برای آن در کل سبد محصولات شکل گرفت.
فیلیپات در ادامه میگوید:
در طول دهه 2000، ما روی کیفیت تمرکز کردیم و از موقعیتی که شاید یک برند اقتصادی با کیفیت پایین بودیم، به تمرکز واقعی روی کیفیت و توانایی حمایت از این کیفیت با گارانتی هفتساله متمرکز شدیم. مهندسی کیا هماکنون با طراحی آن درگیر شده و این برند با وجود افزایش قابلتوجه قیمت محصولات، همچنان ارزش خارقالعادهای دارد. از پراید تا EV6 جهش بسیار بزرگی طی 30 سال گذشته است و این در حالی است که بسیاری از رقبای ما بیش از صد سال است که در بریتانیا خودرو میفروشند
کیا شد کیا چون سردمداران کشورش دگماتیسم نبودن!هیچ کشوری تا تو آغوش دهکده جهانی جای نگیره پیشرفت نمیکنه مثل شناگری که تا تو عمق استخر غوطه ور نشه حرفه ای نمیشه!