
اغلب مردم و حتی نخبگان تورم را با گرانی یکی میدانند و این، به اشتباه در تحلیل میانجامد. مانند سرماخوردگی، آنفولانزا و کرونا که شبیه هم هستند ولی درمان هر یک به دلیل ماهیت آنها متفاوت است.
مفهوم گرانی و تورم
برای روشن شدن اینکه فرق گرانی با تورم چیست؟ باید به مفهوم گرانی و تورم نگاه کرد و آن این است که گرانی بیشتر به قدرت خرید در هنگام تقاضا برمیگردد ولی تورم بیشتر به افزایش قیمت، بدون تغییر در کمیت یا کیفت کالا و خدمات است و ارتباطی با تقاضا ندارد.
زمانی که به دلایل آب وهوایی، فصلی، اجتماعی، اقتصادی، تحریم، غیرمترقبه و… «کمبود» یا «احتمال کمبود» یا «مطلوبیت ناگهانی» در عرضه کالایی خاص پدید میآید آن کالا «گران» میشود و زمانی که عرضه (یا احتمال آن) زیاد می شود، آن کالا ارزان میگردد.
نمودار معروف «منحنی عرضه و تقاضا» مربوط به گرانی یا ارزانی است.
در همین حالت و اگر بدون دلیل و توجیه در فرآیند اقتصادی عرضه و تقاضا، قیمت اجناس به هنگامی که بدست مصرف کننده می رسد بیشتر از مبلغ تمام شده آن باشد؛ می گوئیم تورم ایجاد شده است.
فرق «تورم» با «گرانی» به زبان ساده
احساس گرانی؛
مثالی از بازار ایران:
بازار ایران بر پایه میزان حقوق کارمند و کارگران میچرخد و برخلاف بازارهای صنعتی که برپایه تولید و صادرات در گردش است در ایران اگر حقوق یک کارگر یا کارمند، در حدی غیرقابل تصوری، پایین باشد، مسلم است که قدرت خرید او هم پایین میآید و این یعنی اینکه به طور ناخودآگاه، بازار دچار رکود اقتصادی شده و در نتیجه احساس گرانی در جامعه منتشر میگردد.
لذا میتوان گفت در بازار ایران برخلاف بازارهای جهان، به دلیل پایین بودن حقوق و کارمزد خدمات در نزد تقاضا گران کالا، اجناس گران نیست؛ بلکه بیشتر آنچه باعث میشود که احساس گرانی گردد، پایین بودن حقوق و دستمزدها است.
تورم
زمانی که به فروشگاهی جهت خرید میرویم مشاهده میکنیم برغم وجود کالا و عدم کمبود آن، قیمت کالا به شکل منظم یا نامنظم در سیکل زمانی خاصی افزایش مییابد بدون اینکه در کمیت و کیفیت کالا تغییر محسوس و قابل توجه رخ داده باشد. در این حالت میگوئیم اقتصاد دچار تورم شده یا «تورم» رخ داده است.
اما چرا این حالت (تورم) رخ میدهد، بیشتر به وجود نقدینگی پول ناشی از اعمال سیاست های پولی در دست تقاضا گران است.
در تعریف تورم آمده است؛ «تورم افزایش سطح عمومی قیمتها است» که با فرمول افزایش سطح عمومی قیمتها یا همان معادله فیشر ( MV=PQ)آن را بیان میکنند.
{سرعت گردش پول (V)×عرضه پول (M)=مقدار کالاهای تولیدشده (Q) ×سطح قیمت (P)}
پس علت گرانی یک کالا، «کمبود عرضه یا احتمال آن» است، اما علت تورم، «افزایش نقدینگی» و ناشی از سیاستهای پولی است.
گرانی کمبود محور است و تورم نقدینگی محور
باید توجه کنیم پول{نقدینگی}، یک کاغذ رنگی بیش نیست و موجودیت حقیقی ندارد بلکه اعتباری برای «مبادله و معیاری جهت سنجش ارزش خدمات و کالا یا وسیله ایی برای پرداخت تعهدات» است.
«تورم» همان «ارزانی پول» است
«نقدینگی» چیست؟
نقدینگی به زبان ساده، مجموع پول (اسکناس و مسکوک درگردش) و شبه پول (سپردههای بانکی) است. آمارهای رسمی بانک مرکزی، شبه پول را به؛ سپردههای مدتدار، قرضالحسنه و متفرقه تقسیم میکند. خلق نقدینگی در بانک به معنای تولید «بدهی» برای بانک و تولید «قدرت خرید» از هیچ، برای سپردهگذار است.
نتیجه
گرانی (و ارزانی) با تاریخ بشر قدمت دارد و خواهد داشت زیرا گرانی کمبود محور است و ارزانی فراوانی محور، ولی تورم پول محور است. در تورم، کالا گران نمیشود. بلکه وقتی نقدینگی افزایش یافت و طبق قاعده هرچیز زیاد شود پس ارزان میشود پول(نقدینگی) نیز اگر زیاد شود ارزان می گردد و در این صورت با ارزان شدن پول، تورم ایجاد می گردد.
ارزش پول چرا کاهش مییابد؟
گفتیم هرچیزی فراوان شود ارزان میشود؛ پول نیز چون زیاد شود پس ارزان شود. (ارزش آن کاهش مییابد) و گفتیم «تورم» همان «ارزانی پول» است و علت آن را «رشد نقدینگی» اعلام کردیم. بنابراین علت گرانیها یا احساس گرانیها چیست؟ کمبود یا احتمال کمبود؟ یا تورم؟
پنجاه سال چرخه معیوب اقتصادی
در اقتصاد ایران، بیش از پنجاه سال است (از سالهای اواخر عمر رژیم گذشته تا کنون) جهت ارزانتر شدن کالاها برای مردم و نیز حمایت از اقشار فقیر، یک چرخه اقتصادی اشتباه بارها و بارها تکرار شده است:
کمبود نهادهها و کالاهای استراتژیک نتیجه عرضه نهادههای ارزان(دامپینگ دولتی) نتیجه بیرون کردن رقبای تولید و به صرفه نبودن سرمایه گذاری نتیجه قیمتگذاری دستوری و تثبیت قیمت نتیجه کمبود منابع برای تأمین، بازار سیاه، رانت و تبعیض، مجوزدهیهای بیمورد و امضاهای طلایی، رشوه و فساد مأموران دولتی و…. نتیجه تثبیت قیمت برای کوتاه مدت نتیجه شکاف قیمتی (در تولید و عرضه) نتیجه افزایش ناگهانی قیمت نتیجه نارضایتی عمومی و از دست رفتن سرمایههای اجتماعی و … نتیجه بازگشت به دور اول
مشکلات اقتصادی موجود نشان از نا کارآیی این چرخه داشته است. برای مقابله با این چرخه معیوب تنها یک راه حل اساسی در کوتاه مدت می توان پیشنهاد داد و آنهم جلوگیری از پایین آمدن ارزش پول و جلوگیری از افزایش تورم است:
بنابراین:
۱-اگر میخواهیم به مستأجران کمک کنیم راه حلش دخالت در قراردادهای اجاره نیست، راه حلش جلوگیری از «تورم» است.
۲-اگر نگران معیشت فقرا و مستمندان هستیم راه حلش توزیع و تکثیر پول نیست، راه حلش جلوگیری از «تورم» است.
۳-اگر میخواهیم به حقوقبگیران کمک کنیم راه حلش بالابردن حداقل حقوق نیست، راه حلش جلوگیری از «تورم» است.
۴-اگر شرکتهای دولتی با زیان انباشته مواجه هستنم راه حلش تغییر مدیریت نیست، راه حلش جلوگیری از «تورم» است.
۵-اگر نگران یارانه پنهان انرژی و اتلاف منابع نسل ها هستیم راه حلش فقط گرانکردن آنها نیست، راه حلش جلوگیری از «تورم» است.
بلاخره؛
۶-اگر ترازنامه بانک ها نشان از ورشکستگی آنها دارد و اکثریت با زیان انباشته سهمگین مواجه هستند راه حلش ایجاد «تورم» و تخلیه ورشکستگی آنها در اقتصاد نیست بلکه راه حلش صفرکردن«بهره سپرده بانکی» است. (تجربه موفقی که در بسیاری از کشورهای دنیا عملی شده است).
۷-اگر بانکها با تسهیلات معوق و مشکوک الوصول مواجه هستند راهحلش “فقط” برخورد قضایی نیست،( هر چند برخورد قضایی با جرم اقتصادی لازم بوده ولی کافی نیست) بلکه راه حلش توجه دادن قضایی بانک ها از «بد ورشکستگی » است.