خرید خودروی خارجی؛ رویایی که تبدیل به کابوس شد!

به‌خاطر دارم کم‌تر از ۲ سال پیش و در نمایشگاه خودروی شهر آفتاب، زمانی که محصول جدید نگین خودرو با نام رنو کولئوس را دیدم، به ظاهر و مشخصات آن علاقه‌مند شدم. زمزمه‌های آن روزها مبنی بر این بود که قیمت اولیه این شاسی بلند خوش چهره، ۱۹۹ میلیون تومان است که البته پس از عرضه اولیه، کمی هم افزایش یافت.

2017

آن روزها (با آنکه خیلی هم دور نیست!) همچنان به عنوان یک خبرنگار، قیمت این خودروها را اجحاف در حق مصرف کننده می‌دانستم و این قیمت‌ها را به‌خاطر وجود انحصار و تعرفه بالا، رقمی می‌دیدم که برای یک فرد با درآمد متوسط، داشتنش تقریبا به مثابه یک رویا بود، اما رویایی که هرکسی در ذهنش، تا حدی آن را دست یافتنی می‌دید. امری که بسیاری تلاش کردند تا آن را نه فقط یک رویای دست یافتنی، بلکه حقِ داشتنی برای خودشان بدانند.

اما شرایط بازار خودروی کشور در یک سال و نیم اخیر به‌سمتی پیش رفت که این رویا کم کم تبدیل به کابوس شد! همان کولئوس ۱۹۹.۵ میلیون تومانی الان در حدود ۵۸۰ میلیون تومان قیمت دارد و ما بهت زده به برچسبی می‌نگریم که حتی بهای قبلی‌اش را هم زیاد می‌پنداشتیم!

در شرایطی که شاید حقوق و درآمد بسیاری از افراد در طی این مدت بین ۱۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافته، قیمت خودروی روز خارجی تا ۳۰۰ درصد بالاتر رفته و اگر زمانی داشتن چنین خودرویی یک رویا بود، حال تبدیل به کابوسی پریشان شده است!

البته اشتباه نکنید، محصولی چون رنو کولئوس، هیوندای توسان و حتی تویوتا راو4 لوکس و خاص نیستند. در همین کشورهای اطراف از آن‌ها به عنوان محصولاتی برای قشر متوسط یاد می‌کنند اما ما امروز به جایگاهی رسیده‌ایم که حتی از دسترس افراد سطح بالاتر نیز خارج شده و فقط به قشر مرفه بی‌درد می‌رسند!

سیاست‌گذاری‌های عجیب چون بستن چند باره ثبت سفارش خودرو و واردات، بالا رفتن شدید نرخ ارز در کنار افزایش تعرفه واردات، هر سه دست به دست یکدیگر داد تا آن‌هایی که تا دیروز پول‌شان را برای خرید یک خودروی معقول کره‌ای و حتی ژاپنی ذخیره می‌کردند، امروز تنها کورسوی امیدشان به همان چینی‌هایی باشد که تا چندی پیش دشنام نثار محصولات‌شان می‌کردند.

امروز وضعیت به سمتی پیش رفته که حتی پیش فروش همین چینی‌ها در کم‌تر از چند ساعت تکمیل می‌شود، قیمت برخی محصولات‌شان در بازار تا ۵۰ درصد نسبت به قیمت کارخانه افزایش را می‌بیند و بازاری مصرفی چون خودرو تبدیل به مارکت سرمایه‌گذاری مانند بورس شده است و انگار هیچ سودایی برای آرامش هم ندارد.

از صحبت‌های وزیر این صنعت به‌خوبی می‌توان فهمید که امکان واردات، همچنان بسته خواهد بود، از بازار ارز می‌شود تشخیص داد که دیگر خبری از قیمت دلار قبلی نیست و از شرایط تعرفه‌ها نیز نیک بایستی دانست چیزی که بالا رفت، دیگر به پایین برنخواهد گشت!

پیش از این به بازار عجیب و غریب خودروها در کشورمان چند باری پرداخته بودیم، از رنو ساندرو شکایت کردیم که چرا این مدل قدیمی وارد کشور شده است، از تویوتا راو4 گفتیم که ماشین اقتصادی دیگران و لاکچری ایرانیان است، از قیمت هیوندای توسان و اختلاف عجیبش گفتیم، از کرمان موتور به‌خاطر عرضه گران هیوندای i20 گله کردیم اما امروز در چنان تلاطمی گرفتار شده‌ایم که همان روزهای خاکستری قبل، تبدیل به آرزوی این روزگار غبار آلود شده است!

البته قصدی برای سیاه نمایی نداریم اما بازار خودروی کشورمان به سمت و سویی رفته که همان لکه‌های سفید هم در خُمره از بین رفته و حتی توانی برای خاکستری کردن نیز ندارد، چون هرچه در خمره رنگ رزی ریخته‌ایم، همان مشکی بوده است.

بسیاری از ما استفاده از خودروهای روز دنیا با امکانات و ایمنی خوب‌شان را حق خودمان می‌دانیم، دوست داریم از فناوری جدید، طراحی زیبا و لذت رانندگی برای خود و خانواده‌مان بهره ببریم. بر بسیاری از تولید کنندگان و مونتاژ کنندگان داخلی خرده گرفته‌ایم که سبب ساز عقب ماندن ما از این چرخه سریع رشد در دنیا شده‌اند اما امروز به‌جایی رسیده‌ایم که با اعلام فروش یک خودروی قدیمی، سایت‌های فروش را قبضه می‌کنیم، جلوی نمایندگی‌ها صف می‌کشیم و بدون آنکه در پی یافتن راه چاره‌ای باشیم، هر کدام کلاه خودمان را گرفته‌ایم که باد آن را نبرد، غافل از آنکه این طوفان، کشتی همگان را غرق خواهد کرد!

صنعت خودروی کشورمان به مرحله‌ای رسیده که حتی نیازی به تحریم خارجی نیز در آن نیست، زیرا ما خودمان را از داخل تحریم می‌کنیم. در شرایطی‌که واردات بسته است، تعرفه‌ها بالاست و قیمت دلار سر به فلک می‌کشد، بازار دلالی عرصه اصلی برای جولان دادن عده‌ای شده است که تنها منافع فردی خودشان بر تمام اجتماع را ارجح می‌دانند؛ اما بایستی دانست تا کف زنی نباشد،‌ هیچ رقصنده‌ای به خودش اجازه طنازی در این اوضاع غم‌انگیز خودرویی را نمی‌دهد.

به‌راستی مقصر کیست؟ ما؟ دلال‌ها؟ تحریم‌ها؟ مسئولان؟ شاید همگی به یک اندازه و در کنار هم در گل آلود کردن این شرایط نقش داریم و دیگر همان رویای خرید خودروی به‌روز در دیروز، تبدیل به کابوسی در امروز و شاید یک حسرت ابدی برای آینده شود!

11 دیدگاه
  1. محمد می گوید

    عالی بود متنی که نوشتن و یک حقیقت تلخ که ما بهش میخندیم

     
  2. امید می گوید

    به نظر منم باید خرید ماشینو تو خواب ببینیم.

     
  3. مجيد می گوید

    بی نظیر بود و غمگین، خدا به دادمون برسه

     
  4. اشکان می گوید

    پیمان گل کار عزیز یکی از نویسنده ها و خبرنگار های محبوب من در سایت ها و بررسی های مختلف شدی امیدوارم همیشه موفق باشی.
    درد واردات و قیمت بالای ماشینای استاندارد دنیا در ایران هیچ وقت تمومی نداره و به قول خودت رؤیاهامون داره تبدیل به بدترین کابوس های زندگی ما میشه!!! هممون یک دنیا درد دل داریم که حتی دیگه طاقت گفتنش رو نداریم از بس زار زدیم مشکلات رو! اما امان از روزی که سکوت مردم بشکنه.
    … ولی یه روز خوب میاد حتی اگه ما نباشیم، یه روز خوب میاد

     
  5. سید مهدی می گوید

    از ایرانی بودنم خجالت میکشم. فقط میگم خدا باعث و بانیش رو لعنت کنه.

     
  6. محسن ایمانزاده می گوید

    خلایق هر چه لایق

     
  7. محمد می گوید

    واقعا متن قشنگی بود.بله الان حتی یه ماشین چینی که قبلا شاید مورد تمسخر قرار میگرفت شده دست نیافتنی.

     
  8. امیرارسلان می گوید

    داغ دلمون رو تازه کردید و باید گفت از ماست که بر ماست.کشوری با این همه سرمایه و ثروت و استعداد باید این حال و روز رفاه مردم و صنعت خودروسازی اش باشد؟!؟!؟

     
  9. ناشناس می گوید

    اگه ماشین گرلنقیمتی را میخواهید به مسابقه بگذارید و کسی برنده نشود اسم مسابقه را بگذارید هدف و در شرحش بنویسید این ماشین به قید قرعه به کسی داده میشود که هدفشان در زندگی پول دار شدن نباشد

    مرگ یک واقعیت است و هر روز ممکن است آخرین روز زندگیمان باشد بنابراین باید تا میتوانیم تلاش برای خدمت به بشریت کنیم ادیسون تمامی لحظات زندگیش تلاش بی وقفه بود و به تنهایی بیش از تمام دانشمندان جهان اختراع داشته تعداد اختراعاتش به تعداد روزهای زندگیش روزی سه و نیم اختراع بوده و یا استیو جابز از تاثیر گذاران جهانی معاصرمان تمام زندگیش کار و تلاش بوده و خوب ثروت هم بی حساب میاید (برای کسی که هدفش پول نیست و خدمت است) اما تاثیری روی آنها نداشته چه بودن پول و چه نبودنش، این مردم و اینگونه ملت ها که بدنبال تنبلی نمیروند آلزایمر نمی گیرند و منتظر کمک از دیگران نیستند که خود را برده های ذهنی و جسمی دیگران کنند
    بله کشوری که هنور بیسوادی در آن ریشه کن نشده و اصولا در هیچ برنامه ای تاریخی برایش تعیین نشده و یا اکثریت با سواد نسل قبلیشان بیسواد است و اقلیتی با سواد چند نسلی که ………
    به هر حال افسوس خوردن درمان نیست باید تا آنجا که میتوانیم خود، خانواده، اطرافیان را هر چه در توان داربم از نظر علمی ارتقا دهیم
    باید هدف مان خدمت باشد پول هم خودش میاید دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد
    پرهیز از تنبلی و شعرهایی که به تنبلی کمک میکند
    و

     
  10. میلاد می گوید

    افسوس میخورم که در شرایطی هستیم، براحتی میتونیم پیشرفت و رفاه بقیه رو ببینیم ولی… حیفه ایرانمون…
    (سپاس از مطلب قشنگتون)

     
  11. Masoud می گوید

    الان منم ۱ماه ماشین رو برای فروش گذاشتم اما اینقدر بازار خرابه یکنفر هم زنگ نمیزنه حتی بگه شرکتی یا وارداتی ….

     

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.