
آمادگی ارتش ایالات متحده برای مواجهه با جنگ جهانی سوم همواره یکی از موضوعات مورد بحث در حوزه امنیت ملی و دفاعی این کشور بوده است.
با توجه به تغییرات ژئوپلیتیک جهانی و تهدیدات متنوعی که از سوی قدرتهای بزرگ مانند چین، روسیه متوجه ایالات متحده است، این سوال که آیا ارتش آمریکا آماده ورود به یک جنگ جهانی دیگر است، به طور جدی در پنتاگون مطرح شده است. چمدی پیش در سایت چرخان به مقایسه قدرت نظامی ایران و آمریکا پرداختیم اما در این مقاله به بررسی وضعیت آمادگی ارتش آمریکا، استراتژیهای دفاعی، و ظرفیتهای نظامی آن میپردازد.
چرا آمادهسازی ارتش برای جنگ جهانی سوم دشوار است؟
یکی از بزرگترین چالشها برای نیروهای زمینی ایالات متحده، ماهیت چندمنظوره آنهاست. برخلاف نیروی هوایی یا نیروی دریایی که مأموریتهای مشخصتری دارند، ارتش زمینی باید طیف گستردهای از وظایف، از امنیت مرزی و مبارزه با تروریسم گرفته تا دفاع از زیرساختهای داخلی و مدیریت پساجنگ، را برعهده بگیرد. این تنوع مأموریتها، برنامهریزی و آمادهسازی ارتش را پیچیدهتر میکند.
علاوه بر این، دشمنان بالقوه، مانند چین و روسیه، همواره “حق رأی” در تعیین نوع و شدت تهدیدات دارند. این بدان معناست که حتی اگر آمریکا تصمیم بگیرد برخی از چالشها را نادیده بگیرد، دشمنان میتوانند با انتخاب مسیرهای جدید تهدید، معادلات را تغییر دهند.
استراتژیهای دفاعی آمریکا تحت ریاست جمهوری ترامپ
در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، تمرکز بر بازدارندگی و اجتناب از درگیریهای طولانیمدت افزایش یافت. او تلاش کرد ظرفیتهای کلیدی مانند حملات دقیق دوربرد، دفاع از جمعیت و زیرساختها، و عملیات ویژه را تقویت کند.
ترامپ از رویکردهایی مانند جنگهای پیشگیرانه، تغییر رژیم، و ملتسازی که در دورههای گذشته هزینههای سنگینی برای آمریکا به همراه داشتند، اجتناب کرد. او بر ایجاد یک ارتش چابک و مجهز تأکید داشت که بتواند منافع آمریکا را در مناطق کلیدی مانند اروپا، خاورمیانه و اقیانوس هند-آرام حفاظت کند.
در عین حال، ترامپ نشان داد که از استفاده از نیروی نظامی برای منافع ملی هراسی ندارد. اقدامات او، از جمله استقرار نیروها در مرز جنوبی آمریکا، حملات ضدتروریستی در خاورمیانه، و عملیات نظامی علیه حوثیها، نمونههایی از این رویکرد هستند.
جغرافیا، محدودیتها و نقش ارتش زمینی
نیروی هوایی ایالات متحده میتواند به سرعت در هر نقطهای از جهان مستقر شود، و نیروی دریایی نیز با ناوگان خود توانایی عملیات جهانی دارد. خودروی زرهی جنگی بردلی (Bradley Fighting Vehicle) یکی از برجستهترین و پیشرفتهترین تجهیزات نظامی ارتش ایالات متحده است که در جهان معروف است. اما انتقال ارتش زمینی به مناطق درگیری به مراتب پیچیدهتر است. تقریباً ۹۰ درصد از نیروهای زمینی ارتش آمریکا به طور دائمی در داخل خاک آمریکا مستقر هستند. این به معنای آن است که نیروهای زمینی باید به صورت چرخشی و در صورت نیاز به مناطق مختلف اعزام شوند.
استراتژیهایی که بر حضور نظامی به عنوان عامل بازدارنده تأکید دارند، دیگر کارایی گذشته را ندارند. شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد کشورهایی مانند روسیه، چین یا ایران از حضور تعداد محدودی سرباز آمریکایی در مناطق خاص واهمه دارند. بنابراین، آمریکا نمیتواند نیروهای خود را تنها برای نمایش قدرت در مناطق مختلف پراکنده کند.
همکاریهای بینالمللی: کلید موفقیت در جنگ جهانی سوم
ارتش آمریکا به تنهایی ظرفیت کافی برای مدیریت یک جنگ جهانی سوم را ندارد. این مسئله نه تنها برای ایالات متحده بلکه برای تمام قدرتهای غربی صادق است. جنگهای بزرگ فرسایشی نیازمند همکاری و ائتلاف بینالمللی هستند.
ارتش آمریکا یکی از بهترین نیروهای زمینی در جهان است که برای کار با متحدان و شرکا آموزش دیده و تجهیز شده است. تمرکز بر تمرینات مشترک، چرخش نیروهای مستقر در خارج از کشور، و آمادگی رزمی، به ارتش آمریکا این امکان را میدهد که در کنار متحدان خود نقش مؤثری در درگیریهای بزرگ ایفا کند.
ظرفیتهای کلیدی ارتش آمریکا
ارتش ایالات متحده طی سالهای اخیر بر تقویت چندین ظرفیت کلیدی تمرکز کرده است که نقش مهمی در آمادگی برای جنگهای آینده دارند:
- لجستیک و پشتیبانی:
ارتش آمریکا ستون فقرات لجستیک و پشتیبانی نیروهای مسلح این کشور است. توانایی ایجاد زنجیره تأمین نظامی در سراسر جهان یکی از مزیتهای بزرگ آمریکا در مقایسه با رقباست. - حملات دقیق دوربرد:
ارتش آمریکا در حال گسترش ظرفیت خود برای انجام حملات دقیق دوربرد در هر نقطه از جهان است. این توانایی به آمریکا اجازه میدهد دشمن را پیش از ورود به درگیری نزدیک، تضعیف کند. - دفاع از جمعیت و زیرساختها:
در جنگهای مدرن، شهرها و زیرساختهای حیاتی به اندازه میدانهای جنگ هدف قرار میگیرند. ارتش آمریکا نقش مهمی در حفاظت از زیرساختها و جمعیت، از جمله در حوزههای فضای سایبری و دفاع موشکی، ایفا میکند. - عملیات ویژه:
عملیات ویژه، از جمله مبارزه با تروریسم، بخشی حیاتی از استراتژی نظامی آمریکا است. ارتش آمریکا همچنان نقش مهمی در این حوزه خواهد داشت. - جنگهای متعارف:
اگرچه ارتش آمریکا آماده است جنگهای فرسایشی مانند آنچه در اوکراین میبینیم را مدیریت کند، اما این امر تنها با حمایت متحدان و شرکا امکانپذیر خواهد بود.
چالشهای پیشرو
یکی از بزرگترین چالشها برای ارتش آمریکا، تطبیق دکترین و استراتژی با ظرفیتهای موجود است. در حالی که استراتژیها و دکترینها میتوانند به سرعت تغییر کنند، ساختار نیروها و ظرفیتهای آنها نیازمند زمان بیشتری برای تغییر و بهبود است.
همچنین، تخصیص منابع به نیروهای زمینی در رقابت با سایر شاخههای نظامی مانند نیروی هوایی و نیروی دریایی، چالشی دیگر برای ارتش است. با این حال، ارتش به عنوان یک نیروی چندمنظوره، همچنان نقش حیاتی در حفاظت از منافع آمریکا ایفا خواهد کرد.
جمعبندی: آینده ارتش آمریکا
ارتش ایالات متحده در چهار سال گذشته گامهای بزرگی در جهت تقویت آمادگی و ظرفیتهای خود برداشته است. با تمرکز بر بازدارندگی، همکاری با متحدان، و سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته، ارتش آمریکا آماده است با تهدیدات آینده مقابله کند.
هرچند که ارتش آمریکا به تنهایی نمیتواند یک جنگ جهانی سوم را مدیریت کند، اما با همکاری ائتلافهای بینالمللی و استفاده از ظرفیتهای چندمنظوره خود، میتواند نقشی تعیینکننده در حفاظت از منافع آمریکا و متحدانش ایفا کند.
به طور کلی، ارتش آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری برای جهانی که در آن زندگی میکنیم آماده است و میتواند به عنوان یکی از ستونهای اصلی امنیت ملی ایالات متحده عمل کند.